خرید بک لینک

پسری از پدرش پرسید:

پدر فقر چند روز طول میکشد؟
پدر گفت: چهل روز پسرم
پسرش گفت: بعد از چهل روز ثروتمند میشویم؟
پدر جواب داد: نه پسرم، عادت میکنیم!!

ساکنان دریا پس از مدتی صدای اموج دریا را نخواهند شنید ...

چه تلخ است ...

قصه عادت ها.....

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 21:27 توسط حسین منصوری  | 

برچسب: نویسنده: نیما موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1402 ساعت: 15:35

مرا برای دزدیدن تکه نانی

به زندان انداختند
و پنج سال در آنجا
نان مجانی خوردم!

این دیگر چه دنیایی ست ...!

برچسب: نویسنده: نیما موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1402 ساعت: 15:35

کسانی که در روز شکست،
پشت ما نیستند،

حق ندارند در روز پیروزی،
کنار ما باشند…

برچسب: نویسنده: نیما موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1402 ساعت: 15:35

من میروم ،
و کلید این خانه دلگیر را ،
زیر هیچ گلدانی نخواهم گذاشت ،
دلتنگ که شدی،
آمدی نبودم،
نگرد!
باران هرگز شبیه آنچه بود،
به آسمان برنمیگردد



+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 19:56 توسط حسین منصوری  | 

برچسب: نویسنده: نیما موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 2:57

مبادا چند ساعت ديرتربه زندگی كردن فكر كنيدبايد تاختبايد زد به سيم آخربايد دل به دريا زدبايد انجام داد آن كاری را كه بايد انجام شود..بايد خواست تا بشود ...هيچ چيز در اين زندگیآنقدر سخت نيست كه هيچ وقت حل نشودهيچ چيز آنقدر تلخ نيست كه رَد نشود هيچ چيز آنقدر بد نيست كه خوب نشود + نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 20:1 توسط حسین منصوری  | 

برچسب: نویسنده: نیما موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 2:57

مغزِ کوچک و دهانِ بزرگ
میلِ ترکیبیِ بالایی دارند...

کلماتی که از دهانِ شمابیرون می آید
ویترینِ فروشگاهِ شعورِ شماست

پس وای بر جمعی که لب را
بی تامل وا کنند
چرا که کم داشتن و زیاد گفتن
مثلِ نداشتن و زیادخرج کردن است..



+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 20:5 توسط حسین منصوری  | 

برچسب: نویسنده: نیما موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 2:57

کریستف کلمب' مجبور می شود برای تعمیر کشتی هایش به جامائیکا برود. بومیان جامائیکا به تعمیرات کمک می کنند و به کارگران و ملوانان کشتی ها آب و غذا میدهند. علی رغم گذشت ماه ها، تعمیرات کشتی تمام نمی شود و ملوانان و کارگران کشتی ها شروع به غارت آذوقه ی بومیان می کنند. بومیان از این وضعیت عصبانی می شوند و به حمایت از نیروهای 'کلمب' خاتمه می دهند. کریستف کلمب عاجز و درمانده می شود و تقویم کشتی را ورق میزند. در آن دوران از تقویم هایی در کشتی ها استفاده میشد که موقعیت ستارگان هم در آن ثبت میشد. کلمب متوجه میشود که فردا ماه گرفتگی روی خواهد داد. فکر جالبی به ذهن کلمب میرسد و بی درنگ به ریش سفید بومیان مراجعه میکند. کلمب به ریش سفید می گوید که با خداوند صحبت کرده و خداوند از قطع پشتیبانی بومیان بسیار خشمگین شده است و این خشم خود را به صورت رنگ سرخ در روی ماه نشان خواهد داد! شب بعد ماه گرفتگی شروع می شود و رنگ ماه سرخ می شود. پسر کلمب آن لحظات را این گونه در دفتر خود ثبت کرده است: "با فریاد و فغان از هر سمتی به طرف کشتی ها آمدند و با خود آب و غذا آوردند. آنها به دریاسالار (کلمب) التماس کردند تا از خداوند بخواهد تا آنان را ببخشد." کریستف کلمب به ساعت شنی نگاه میکند. ماه گرفتگی چهل و هشت دقیقه ای رو به پایان بود. وی به بومیان رو میکند و میگوید که خداوند آنان را بخشیده و در مدت زمان کمی، رنگ ماه را به رنگ سابق باز خواهد گرداند. بومیان به محض پایان ماه گرفتگی به جشن و پایکوبی میپردازند. فردای آن روز، کریستف کلمب تنها یک جمله در دفتر خود می نویسد: "جهالت همیشه بَردگی می آورد." . + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 19:46 توسط حسین منصوری  | 

برچسب: نویسنده: نیما موسوی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1402 ساعت: 6:41

هیچکس نمیتواند معنای زندگی را برای دیگری بیابد، هرکس باید معنای زندگیِ خود را خود پیدا کند و مسئولیت آنرا نیز پذیرا باشد.اگر موفق شود، با وجود همهی تحقیرها به زندگی خویش ادامه میدهد. کسی که چرایی برای زندگی کردن بیابد با هر چگونهای خواهد ساخت.#ویکتور_فرانکل#انسان_در_جستوجوی_معنا + نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۲ ساعت 22:46 توسط حسین منصوری  | 

برچسب: نویسنده: نیما موسوی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1402 ساعت: 6:41

صفحه بندی